در اردبیل سرما و کولاک بیداد می کند .
همه شاعران و نویسندگان سعی می کنند به هر ترتیب که شده ثابت کنند کاری با سیاست ندارند .
خبرها حاکی از آن است که وزارت ارشاد آنقدر به آسانی به کتاب ها مجوز نمی دهد که به کتاب ها مجوز نمی دهد .
اینکه یک مرغ بتواند یک ماهی بزاید ، چندان عجیب نیست .
می گویند زیاد هم لازم نیست شعرا و نویسندگان به مخدرات پناه ببرند . آنها به حد کافی معتاد طیفی از روزه مرگی ها هستند.
در ژاپن 4 متر و در روسیه 3 متر برف بر زمین نشسته است .
کسی گفته است ما به کتاب هایی جایزه می دهیم که خواننده بالقوه داشته باشد .
یک سایت شعر می تواند با طرح یک شاعر مجله عمومی شعر ایران باشد .
یک رمان نویس گفته است : ما همه بریده ایم .
یک شاعر هم گفته است : از متفاوت نویسی به مشابه نویسی رسیده اند .
می گویند تلفات جاده ایی ما زیاد است . خوب ، بگویند.
هر دانشجو می تواند در هر شهری که دلش می خواهد درس بخواند . هیچ ایرادی هم ندارد که با این طرح خیلی از دانشگاه ها در خیلی از شهرها تعطیل خواهد شد .
شاعری نوشته : ما زن ها را نمی فهمندمان اصلا / بوسه از سیاسی به عشق آمده ؟ که بیاید / این خانم از این آقا به آن آقا نقطه نقطه نقطه که بیاید / و شعر ؟ / تف / به بی غیرتی که کلمات من اند.
اگر من و تو را بکشند ، ثابت نمی شود من و تو را کشته اند .
فیلترشکن که فیلتر می شود مگر از آلودگی هوا کاسته می شود ؟
حالا یک ماهی هم می تواند یک زرافه بزاید .
ادبیات چی های خارج از کشور زیادی بلدند بگویند لنگش کن .
شاعری را می شناسم بلد است هم از مختاری بنویسد هم از ... مثال مرغ و زرافه و فهد در بخش زایمان .
این برف که بر خاطره هامان می نشیند / خاطره هامان را آب می کند .
اداره پست پاکت های حاوی پست مدرنیسم را باز می کند .
در خیلی از خانه جشن سنت برپا است ( ختنه سوران ) .
در خیلی از شعرهای امروز آلات تناسلی بیداد می کند . این را می گویند عصیان آلات تناسلی در چهره تاریخ .
...

