تبليغاتX
از کنج چندم دایره

در اردبیل سرما و کولاک بیداد می کند .

همه شاعران و نویسندگان سعی می کنند به هر ترتیب که شده ثابت کنند کاری با سیاست ندارند .

خبرها حاکی از آن است که وزارت ارشاد آنقدر به آسانی به کتاب ها مجوز نمی دهد که به کتاب ها مجوز نمی دهد .

اینکه یک مرغ بتواند یک ماهی بزاید ، چندان عجیب نیست .

می گویند زیاد هم لازم نیست شعرا و نویسندگان به مخدرات پناه ببرند . آنها به حد کافی معتاد طیفی از روزه مرگی ها هستند.

در ژاپن 4 متر و در روسیه 3 متر برف بر زمین نشسته است .

کسی گفته است ما به کتاب هایی جایزه می دهیم که خواننده بالقوه داشته باشد .

یک سایت شعر می تواند با طرح یک شاعر مجله عمومی شعر ایران باشد .

یک رمان نویس گفته است : ما همه بریده ایم .

یک شاعر هم گفته است : از متفاوت نویسی به مشابه نویسی رسیده اند .

می گویند تلفات جاده ایی ما زیاد است . خوب ، بگویند.

هر دانشجو می تواند در هر شهری  که دلش می خواهد درس بخواند . هیچ ایرادی هم ندارد که با این طرح خیلی از دانشگاه ها در خیلی از شهرها تعطیل خواهد شد .

شاعری نوشته : ما زن ها را نمی فهمندمان اصلا / بوسه از سیاسی به عشق آمده ؟ که بیاید / این خانم از این آقا به آن آقا نقطه نقطه نقطه که بیاید / و شعر ؟ / تف / به بی غیرتی که کلمات من اند.

اگر من و تو را بکشند ، ثابت نمی شود من و تو را کشته اند .

فیلترشکن که فیلتر می شود مگر از آلودگی هوا کاسته می شود ؟

حالا یک ماهی هم می تواند یک زرافه بزاید .

ادبیات چی های خارج از کشور زیادی بلدند بگویند لنگش کن .

شاعری را می شناسم بلد است هم از مختاری بنویسد هم از ... مثال مرغ و زرافه و فهد در بخش زایمان .

این برف که بر خاطره هامان می نشیند / خاطره هامان را آب می کند .

اداره پست پاکت های حاوی پست مدرنیسم را باز می کند .

در خیلی از خانه جشن سنت برپا است ( ختنه سوران ) .

در خیلی از شعرهای امروز آلات تناسلی بیداد می کند . این را می گویند عصیان آلات تناسلی در چهره تاریخ .

...

 

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در جمعه سی ام دی 1384 و ساعت 23:41 |

دوستی دارم در عین داشتن صداقت ادبی اش ، نمی دانم چرا دوست دارد مرموز عمل کند . البته همه ما به نوعی دوست داریم کمی یا بیشتر ، مرموز جلوه گر بشویم . احتمالا این احساس از آنجا ناشی می شود که همواره نوعی عدم اعتماد به نفس از دوشمان آویزان است . عدم اعتماد و احساس کمبود . در این حالت ، اعتراف به آن ، نیازمند داشتن رشد بالای  فکری و فرهنگی ، است . در غیر این صورت ، پنهان کاری و تلاش برای نشان دادن رفتارهای عجیب و غریب ، گویا نجات دهنده است .

دوست من شاعر خوبی است . اما به جز خودش هیچکس را در عرصه ادبیات قبول ندارد . و از همه آنها با عصبانیت تمام به زشتی یاد می کند . تو گویی شاعران و نویسندگان ، جنایتکارانی بیش نیستند . نادانانی که جز به تخریب جهان برنخاسته اند.

البته این نظر او آنقدر پیش خود او شکننده است که کافی است یکی از آنها کمی ( فقط کمی ) مجیزش را بگوید . در آنصورت در صف موقتی بهترین ها قرار خواهد گرفت .

دوست من ، از هر نوع اظهار نظر کتبی  خودداری می کند تا بتواند اظهارات شفاهی بسیارش را هرگاه که لازم باشد تکذیب کند .

دوست من ، آنقدر بزرگ است که هرگز به اینترنت سر نمی زند و آدرس کارهای دوستانش را نمی داند . اما عجیب است که از همه اخبار اینترنت و کارهای آشنایان در آن خبر دارد .

دوست من ، برای همه و کارهایشان نظر منفی دارد . اما به شرطی که فضا عوض نشود . اگر نه همه آنها خوبند اگر چه نسبت به او و کارهایش در سطح خیلی پایین تری قرار دارند .

دوست من ، دوست دارد دوستانش از همدیگر بدشان بیایند و او در خفا با هر کدام دوستی کند . ادامه این دوستی البته که غیبت و بدگویی از دیگری را لازم دارد . او این کار را می کند . اما باور کنید پنهانی و با احتیاط.

دوست من ، تا ابد برنامه های عملی دارد . برنامه هایی که هر کدام ، گویا می تواند جهان را تغییر دهد . اما عملی حتی کوچک را از انتظار نداشته باشید ، محال است .

دوست من ، ادبیات را با سیاست اشتباه گرفته است .

دوست من ، اگر به او برنخورد ، کمی تا بیشتر ترسو است .

دوست من ....

آه که ، چه دوستان نازنینی دارم من .  

 

 

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 و ساعت 23:15 |

داستانی از من در سایت رمزآشوب 

 

شعر در  مجله شعر 

شغر دوم در مجله شعر

 

 

 

 

در گفتگوهای هر کدام ما

هر روز سیلی جاریست

هر روز خیلی چیزها را با خود می برد

در نمی دانیم کجا و کجاها گم می کند

مگر می شود این سکوت مه آلود تو

بر عصر پاییزی ناگهان نشسته باشد

حتما

من می دانم    حتما

در صبحی گفته بودی دوست دارم اندام لخت این جهان را

و سیل می برد دوست دارم اندام لخت این جهان را

می بینی جان خالی ات

در پیاده رو   تنها می رود با مه آلود سکوت چشمش در کنار

برگ ها    دسیسه کرده می خندند

و باد که این بار حال دلجویی ندارد

چشم هایت را می گذاری دست پاییز

و نمی بینی مرا

پاییز   دست هایم را حلقه کرده به عصر خود

و آوازی می خوانم با آهنگی غریب

باور کن

ندانسته چه وقت ها که

لحظه های فلفلی را گاز می زنیم

با دندان های لقی که

از پدرانمان به ارث برده ایم    

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در چهارشنبه چهاردهم دی 1384 و ساعت 20:41 |

این متن قرار بود در مراسم بزرگداشت منوچهر آتشی از سوی کارنامه در خانه شاعران قرائت شود که به دلیل ضیق وقت ممکن نشد .

 

 

از بر ما یا از ما بر

نه ، از آتشی نمی گویم . گفتن از از ، همیشه از فرصت های بسیار برخوردار بوده است . می خواهم از آتشی بگویم که بر دامان آتشی هم افتاد . پس سخن ، از بر آتشی خواهم گفت . گفتن از بر ، شتاب می خواهد . چرا که بر، همان لحظه است . یعنی آغاز شکل گیری اراده ای که می خواهد موثر باشد . مهم آغاز تاثیر است . طول آن ، جز تکرار شروع نیست . پس از لحظه می گوییم که جریان بر را ، مکرر کرده است .

چیزی باعث شده ، ما و آتشی چنان ایستاده باشیم تقلیل را باور کنیم . اما تقلیل از تدبیر صادر نمی شود . لااقل همیشه . که از ناچاری و تسلیم شدن ، حادث می شود . مثل گریز که نتیجه حکم عجولانه ناتوانی است . تقلیل ، همان خوره در جان افتاده است . ریسمان سیاه و سفیدی که حالا دیگر ، خاطره مار را هم ندارد . مار عنصری است وانهاده در فراموشی . اما ریسمان حضور یادآوری است . خوره در عین حال به حدود بسنده نمی کند بلکه تمامیت طلب را پی می گیرد . یعنی تا پایان بعد اندام ، پیش می رود . یعنی رساندن به نیستی و نه یک هستی دیگر . پس تقلیل خوره شده ، حرکتی است فعال . و تا وقتی شرایط حضور و موجودیتش باقی بوده باشد ، بی وقفه عمل می کند ، به تحلیل می برد و نابود می کند . از درشت تا به ریز . از درون تا سطح . از خفا تا به ظهور . پس مزور هم هست . یعنی می تواند فریبا هم بوده باشد و بی شرم در تصاحب شدن و از آن خود کردن چیزی که ظاهرش مانده است یا خالی اش می خواهد .

یادمان نرفته چه یورشی داشته ایم به شعر آرمانی و سیاست زده دهه های پیش . نتیجه ممکن بود محتملا ، همان سیاست گریزی و آرمان گریزی افراطی را سبب شود .نه یعنی افتادن از سوی دیگر بام . بلکه فروغلتیدن در نوعی نام. راستی یادمان هم می آید تکرار انبوه کلمه گریز و زدایش ، در جاجای هر حرفمان از شعر ؟ روانشناسی تکرار انبوه این کلمات ، نشانگر چهره وحشت کردن بود؟ یا واگذاری یک سند دیگر از تاریخ بر دیگری ، که احتمالا صدای بم تری داشته است ؟ کدام ؟

هنجار شکنی ، تکانی می توانست بوده باشد برای برآمدن از جایگاهی به سوی کمی بلندی ، که ارتفاع هراس آوری نبوده باشد . اما با کمی غفلت ، هم می توانست خیزشی باشد مستانه برای کوبیدن هر چیز و رسیدن به روحیه خسته هرج و مرج طلبی با رد هرگونه تعریفی از ماهیت و هویت . در دومی ، جایگاهی وجود نخواهد داشت تا احتمالا جدید هم بوده باشد . چون به هم ریختن ، به تسخیر جایگاه نمی انجامد . آن را نفی می کند .

چه جشن ها گرفته ایم و می گیریم هنوز ، که سر از پا نشناخته هر روز و ساعت ، گذر می کنیم از هر چیز و کس در شعر . از نیما ، از شاملو ، اخوان و که و که . چه می شود ؟ گفتیم قله نمی خواهیم . تقصیر قله بود یا کم سویی چشم ما ؟ حالا با ورطه چه می کنیم ؟ نکند تقلیل آن را هم زیبا کرده باشد ؟ چهره هایی که فراموش ، حذف ، لعن و نفرین شدند به کجای قبای تاریخ ادبیات ، زیبنده شد ؟

معنازدایی به معناستیزی انجامید . بازی های زبانی به بازی با زبان ، گریز که خود تا اندازه ای شرم آور بود ، به ستیز با هر بنیانی که می توانست به نام قبیله مانده باشد از گرده تاریخ ، از سی مین که رد شدیم تازه رسیدیم به بهبهان که حتی علی آبادی هم نبوده در سرزمین شعر . منوچهر آتشی آنقدر کوچک شد که منو چهره اش آتیش زد ، شاعری که قرار بود کنشگر و فعال بوده باشد ، شد منفعلی که جز بازتابیدن تلالوهای جعل شده تاریخ و اجتماع و تئوری ، به دردی نمی خورد ، و...

باز هم بگویم ؟

 باشد می گویم . ساختار را شکستیم چه چیز را اخته کرده باشیم ؟

در سرزمین اتوپیایی فدرالیته شعر امروز ، حقوق شهروندی را کدام باد برد که لعن و فحش را بر شهر و شهروند بستیم ؟

و آن حب و بغض های نامردمانه گروهک ها.

راستی تا یادم نرفته بگویم . این از نتایج وضعیت تقلیل است که منجر می شود به تشکیل زیرمجموعه های پی درپی . تا اساس کلیت متعارف ، به آرامی و دور از سروصدای فاش کننده ، متزلزل شود .

 نه کافی است دیگر نمی گویم .

اما با همه فراموشی عمومی و تقابل های خود ودیگر فریبانه موجود ، تقلیل که کار خود را می کرد . بد فهمیدیم که سکوت سرشار از ناگفته هاست . سکوت مدید ، ندای محو کننده تقلیل است . از بین برنده تدریجی همه آن تعاریفی که حداقل حدود حق فردی را مشخص می کند . بدتر از همه این ها ، تاثیر شگرف تقلیل ، برای ایجاد عادات دیرپا است . عادت کردن به از دست دادن و بدست نیاوردن و نازیدن و حتی ننازیدن ولنگارانه به نداشتن و نخواستن . در این صورت شاعری که حامل روح جمعی و نماد عینی مهربانی و صمیمیت بود ، به چگونه موجودی تبدیل خواهد شد ؟ کسی که ناغافل با خود اینگونه بیرحمی کرده ، با خود بقیه اش چه خواهد کرد؟

و اینگونه است که من ، از بری سخن گفتم که بر ما و آتشی عمل کرد. ما گرفتار چنبره تقلیل مانده ایم . آوازهایمان را ذره ذره پس می گیریم . تسلیم را حماسه کرده ایم . بزرگی را به خردی بخشیده ایم . سکوت را فریاد شمرده ایم . انفعال و اختفاء را ، حضور و عظمت قلمداد کرده ایم . لکنت و لالی را فصاحت شمرده ایم و چه ها که با خود نکرده ایم .

پس چه جای خرده گرفتن به آتشی بود که خود را چنان شکست که همه ما . فرق او با ما تنها در این بود که او  قربانی مشخص و پرآوازه بود ، همین . کدام افتخار بر ما ماند که بالاخره حتی مرده خود را با کسانی تقسیم کردیم که آرزومندان مرگمان بودند و هستند ؟ آنان که شعورشان داربافان ازلی شعر هستند . گمان ندارم این قدر به خاک نشسته باشیم . اما اگر تقدیرمان داناتر از تدبیرمان عمل کرده است اینگونه نامردمانه ، باز هم به مرگ کسانی از ما سر فرود آوریم که حتما ، با آوازی تلخ دور شده اند.

من از پیروزی هدفمند تقلیل می گویم . سیلی در خفا . که می تواند غریقانش را راهگشای خود کرده باشد .

 

متشکرم

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در جمعه نهم دی 1384 و ساعت 22:54 |

به نقل از خبرگزاری ایلنا :

اولين همايش سراسري شعر شاعران ايران برگزار مي شود /


علي شاه مولوي: پايتخت ادبي در كشور ما تكثير شده است 

        

              

 


اولين همايش سراسري شعر شاعران ايران با حضور شاعران شهرستان ارديبهشت ماه 85 همزمان با نمايشگاه مطبوعات توسط نشريه "نافه" برگزار مي شود .
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا, "ناهيد توسلي"، مدير مسوول "نافه" با اشاره به اين نكته كه حضور در اين نشست، پاسخ 6 سال فعاليت ما در عرصه شعر است گفت‌‏: حضور شما شاعران را در دفتر "نافه" به فال نيك مي گيريم و پيشنهاد همايش شعر شهرستان را مسوول صفحه شعر اين نشريه، "علي شاه مولوي" داد و ما نيز مسووليت را به خودشان سپرديم. البته همواره دبير تحريريه نافه، "علي معصومي" نيز به شعر و داستان شاعران شهرستان در نشريه توجه داشته اند .
وي در ادامه تصريح كرد : البته امسال نيز اين همايش در سطح بسيار كوچكي در نمايشگاه مطبوعات در غرفه نافه برگزار شد، ولي ما قصد داريم اين همايش را در سطح وسيعي برگزار كنيم، البته هنوز اين همايش هيچ حمايت كننده مالي ندارد .
مدير مسوول نافه گفت : نافه همواره با هزينه شخصي منتشر شده است، با اين حال ما همواره براي تامين هزينه ها و پخش اين نشريه با دشواري روبرو هستيم. مثلا بارها پيش آمده كه بسته‌‏اي به شهري فرستاده شود و بدون اينكه باز شود به دفتر نشريه باز پس فرستاده شده است و ما همواره دليل اين امر را ندانسته‌‏ايم .
وي با اشاره به جوامع جهان سومي كه همواره با استبداد روبرو هستند، اظهارداشت‌‏: ويژگي جوامع جهان سومي مركز گرايي آنها است و از ويژگي مدرنيسم اين است كه اين ديوارها را فرو بريزد .
توسلي با اشاره به ويژگي دوران پست مدرن كه در آن در كنار روايت‌‏هاي كلان با فرا روايت‌‏ها و روايت‌‏هاي كوچك روبرو هستيم، تصريح كرد : برخي از اين روايت‌‏هاي كوچك؛ زنان , سياهان , كودكان‌‏ و در كل جهان سومي‌‏ها هستند و در ايران نيز شهرستاني ها اين وضعيت را دارند .
وي افزود : پس از مدرنيسم كه صرفا عقل حاكم بود ،تمام ساختارهاي عقلانيت توسط پست مدرنيسم شكافته شد و از اين رو در اين دوران جديد فضاي تك صدايي شكسته شد و ما شاهد چند صدايي هستيم. من نيز كه از تك صدايي و تك محوري مرد پدر سالارانه گريزانم , تصميم گرفتم در نشريه نافه به اين روايت‌‏هاي كوچك كه هميشه مورد ظلم قرار گرفته اند، بپردازم .
توسلي با اشاره به مشتركان نشريه نافه در شهرستان ها و شهرهاي بسيار دور كه نامشان بسيار كم به گوش مي رسد، گفت‌‏: اين اشتراك‌‏ها و ارسال آثار از اين مناطق ناشي از اين امر مي شود كه نافه توانسته است پاسخ خود را در اين سال ها بگيرد و اين بدون كمك‌‏هاي "علي شاه مولوي" , "علي معصومي" و اعضاي تحريريه ميسر نمي شد .
"علي معصومي"، دبير نشريه نافه در ادامه اظهارداشت‌‏: ما در روزهاي نمايشگاه مطبوعات همواره قصد داشتيم كه نشريه را به كساني كه به غرفه ما سر مي زنند، معرفي كنيم و همين صحبت ها باعث شد كه افراد بسياري از نزديك با فعاليت هاي ما آشنا شوند، براي همكاري با ما دست به كار بشوند و شعر داستان و مقاله براي ما بفرستند. همايش شعر شاعران شهرستان كه امسال در نمايشگاه برگزار شد، خود پايه برگزاري اين همايش را در سطح وسيع‌‏تري گذاشت .
"علي شاه مولوي"، مسوول صفحه شعر نافه از مسوولين برگزاري همايش شعر شاعران ايران با اشاره به تلاش هاي مستمر براي برپايي اين همايش، گفت‌‏: پايتخت ادبي در كشور ما تكثير شده است، ديگر تهران پايتخت شعر ايران نيست، تمام شهرها شاعران خوب و گمنام دارند كه بايد در اين همايش مشاركت داشته باشند .
وي با اشاره به امكانات نافه كه شخصي است، اظهارداشت : نافه در اين سال ها نه تنها سود آور نبوده است، بلكه زيان آور نيز بوده است. اگر همت و ياري دوستان شاعر و نويسنده كه ماده اصلي نافه را مي رسانند، نبود. ما هرگز نمي توانستيم به كار خود ادامه بدهيم. از همان روزهاي نخست نافه بر آن بود كه با اهالي فرهنگ و هنر رابطه عادلانه داشته باشد. از اين رو سهمي مشخصي نيز به شاعران شهرستان در نافه با عنوان "روي روياهاي اهالي دور" اختصاص داده شد .
مولوي تاكيد كرد‌‏: بيشتر فعاليت در تهران رابطه اي است و برخي از افراد كه كمتر رابطه اي هستند، راه به اين بازي داده نشده اند و اين بسيار طبيعي است. اما برنامه نافه همواره اين بوده كه همه شاعران كه استعداد درخشاني دارند به اين صفحه راه پيدا كنند و بايد پايتخت هر شاعري تخيل اوست. البته خوشبختانه با نفوذ اينترنت و وبلاگ نويسان ميان شاعران فرصت‌‏هاي جديدي براي معرفي شاعران فراهم شد .
مسوول صفحه شعر نافه يادآور شد‌‏: در شكل گيري همايش شعر شاعران همواره كمك‌‏هاي "داريوش معمار"، شاعر و منتقد جوان همواره همراه ما بوده است و تجربه نخستين مشروعيت نشريه نافه اين امكان را به ما داد كه همايش شاعران شهرستان را گسترش بدهيم و آن را با عنوان همايش شاعران ايران برپا كنيم .
وي افزود : سال آينده در نمايشگاه مطبوعات نشست سراسري شاعران ايران را با حضور شاعران شهرستان برگزار خواهيم كرد و براي برپايي اين همايش تيم‌‏هايي تشكيل خواهد شد كه برنامه به شكل جدي دنبال شود. البته ما تنها مي‌‏توانيم تنها مقدمات اين همايش را فراهم كنيم و امكانات اسكان بر عهده خود گروه هاي شركت كننده خواهد بود. در آخرين شماره نافه ويژه نوروز 85 فراخوان شركت در اين همايش منتشر خواهد شد و ويژه نامه اي نيز در اين خصوص منتشر خواهد مي شود .
در ادامه، "ناهيد توسلي" افزود‌‏: براي معرفي و پرداختن بيشتر به شعر شهرستان دو شماره آذر و دي و بهمن و اسفند كه بخشي از آن اختصاص به معرفي كتاب دارد‌‏, تمام بخش هاي آن به شعر اختصاص خواهد داشت . البته ما قصد داريم در نافه به نقد شعر نيز بپردازيم .
وي افزود : همچنين ما قصد داريم در اين همايش از چند شاعر مطرح تجليل كنيم كه در اين ميان از "سيمين بهبهاني" نيز تجليل خواهد شد .
همچنين در ادامه، "موسي بندري"، نماينده شاعران بندرعباس گفت‌‏: بندرعباس شاعران زن و مرد قوي دارد كه تعداد آنها نيز كم نيست. من براي ويژه نامه شعر زن معاصر هرمزگان شعر بسياري از شاعران را جمع آوري كرده ام و اين ويژه نامه در حال حاضر آماده چاپ است.
اين شاعر ادامه داد‌‏: البته من نكته اي را بايد اشاره كنم كه من حق و نه قوت اين را دارم كه قضاوت كنم. از اين رو من تنها اطلاع رساني را در جنوب خواهم كرد .
در ادامه، "مهدي شام روشن"، نماينده بهبهان گفت‌‏: برگزاري همايش شعر شاعران ايران اتفاق بسيار خوبي است كه مي تواند در عرصه شعر ما تاثير گذار هم باشد و اين همايش بهانه خوبي براي از بين بردن تبعيض ها است .
"حسين گوهرپور"، نماينده همدان اظهارداشت‌‏: اين همايش بهانه خوبي براي ايجاد ارتباط ميان شاعران شهرهاي مختلف است. همچنين در كنار برپايي اين همايش بانك اطلاعات شاعران ايران را راه اندازي مي كنيم .
"كاظم سبزي"، نماينده شعر همدان اظهارداشت : براي پوشش بهتر و بيشتر اين همايش بهتر است كه سايت يا وبلاگي نيز براي همايش راه اندازي شود .
در ادامه، "محمد حسن مرتجا" با اشاره به اين نكته كه وطن هر شاعري اثر او است.
در ادامه، "داريوش معمار"، نماينده شهر آبادان گفت‌‏: ما نماينده شهر خويش نيستيم، ولي قصد داريم تا هماهنگي لازم را ميان شاعران شهر خويش با اين همايش فراهم كنيم. براي برپايي اين همايش بايد براي همه شاعران شهرهاي مختلف نامه و دعوت نامه ارسال شود و به نظر من اين همايش در سه شب پياپي در نمايشگاه مطبوعات برگزار شود و در ادامه آن نيز كتاب شعر همايش نيز منتشر شود .
در ادامه، "رضا شمسي"، نماينده شعر كرمان افزود‌‏: همايش شعر شاعران ايران بهتر است كه با برنامه ريزي منسجم و تئوريك برگزار شود .
از زماني كه من در كارگاه "دكتر براهني" حضور پيدا كردم، همواره با اين تقسيم بندي ها درگير بودم. اما اين تقسيم بندي ها بايد در تكنيك و فرم به وجود بيايد، نه در اينكه شاعر در كدام شهر يا شهرستان زندگي مي كند .
در ادامه، "علي الفتي"، نماينده شعر شاعران كرمانشاه با اشاره به تاريخچه شعر كرمانشاه گفت‌: "ابوالقاسم لاهوتي"، يكي از شاعراني است كه پيش از "نيما" جريان شعر به همراه سه تن ديگر در ايران راه انداخت، اما متاسفانه در دوره هاي اخير در كرمانشاه با شعر نو و آزاد برخورد خوبي نمي شود و اين ناشي از اين موضوع است كه قالب رايج شعر در كرمانشاه، شعر كلاسيك به خصوص غزل است .
وي با اشاره به اين نكته كه ما هر سال در روزنامه "نسيم غرب" كه گستره غرب و كشور عراق را در بر مي گيرد، جشنواره شعر آزاد را برگزار مي كنيم، افزود‌‏: اميدواريم كه با حمايت هاي نافه بتوانيم اين جشنواره را به شكلي گسترده تر بر پا كنيم .
در ادامه، "حسين فاضلي"، نماينده مشهد با اشاره به فعاليت هاي خوب و اثرگذار نشريات در مشهد، گفت‌‏: ما نيز براي اينكه تحولي در فضاي شعري ايران به وجود بياوريم، انتشاراتي در مشهد به نام "بوتيمار" راه انداخته ايم و تا كنون 5 عنوان مجموعه شعر منتشر كرده ايم و تا پايان سال 15 عنوان مجموعه شعر و داستان در برنامه خود داريم. بر پايي همايش شعر شاعران ايران، اقتدار و مركزيت شعر ايران را خواهد شكست .
"مازيار نيستاني" در ادامه گفت‌‏: بيان شعر شهرستان موجب مي شود كه تقابل بزرگي به نام شعر تهران به وجود بياورد و اين بيشتر به نفع شعر تهران است. ما بايد اين تقابل ما را بشكنيم . متاسفانه آن چه كه توسط شاعران و منتقدان ما در اين سال ها جمع آوري شده است، تاريخ ما نيست .مي توان به "طلا در مس" نوشته "دكتر براهني" و "تاريخ تحليلي شعر نو" نوشته "شمس لنگرودي" اشاره كرد كه تاريخ كامل شعر ما نيستند .
در ادامه، "منصور بني مجيدي"، نماينده آستارا اظهارداشت‌‏: استان گيلان شاعران بزرگي دارد. من تنها به عنوان نماينده شعر آستارا در ايران نشست حضور دارم و ما در آستارا با انتشار نشريات متعدد توانسته ايم كه در فضاي شعري اين شهرستان تحول ايجاد كنيم .
در ادامه، "بكتاش آبتين" , نماينده كيش گفت‌‏: موضوع شعر شهرستان فاصله گذاري ميان چند شعر و داستان نيست، ما بايد از اين فاصله ها و مرزها عبور كنيم. ما توانسته ايم در برنامه هايي كه در كيش دنبال مي‌‏كنيم، نشست هاي متعددي با حضور چهره هاي مطرح شهرهاي مختلف برگزار كنيم. ما تا جايي كه بتوانيم از اين همايش حمايت مادي و معنوي خواهيم كرد .
"پرويز گراوند"، نماينده خوزستان اظهارداشت‌‏: شاعران نامي چون "احمد شاملو" , "خسرو گلسرخي" همواره روي شعر شاعران شهرستان كار كرده اند و ما نيز بايد در ادامه كار آنها به شعر شهرستان بپردازيم .
"علي فتحي مقدم"، نماينده بهبهان گفت‌‏: برگزاري اين همايش موجب مي شود كه اسباب آشنايي شاعران شهرهاي مختلف فراهم شود، ولي برنامه هاي ما نبايد به گونه‌‏اي باشد كه اين حلقه ارتباط ها از هم گسسته شود‌‏, چرا كه ادبيات بسيار بي رحم است و فرصت بازگشت مجدد را به ما نخواهد داد .
"رضا گودرزي"، نماينده شهر خرم آباد گفت‌‏: بافت سنتي خرم آباد اين فرصت را به شاعران اين شهر نداده است كه خودشان را در شهرستان مطرح كنند، از اين رو به تهران و شهرهاي ديگر روي آورده اند .
"پويا عزيزي" در ادامه اظهارداشت‌‏: براي اين كه همايش شعر ايران سراسري تر شود، بايد شعر مهاجرت نيز در اين همايش جايي داشته باشد . من در اين نشست به عنوان نماينده شعر چهار محال و بختياري , مسووليت سامان دهي شاعران اين شهرستان را به عهده خواهم گرفت و ويژه نامه شعر چهار محال و بختياري نيز توسط من گرد آوري شده است كه به زودي در نافه منتشر خواهد شد .
"مظاهر شهامت"، نماينده اردبيل گفت‌‏: همايش شعر شاعران ايران بهانه‌‏اي است كه صداهاي ديگري را هم بشنويم. البته در كنار برپايي همايش بايد صداهاي متفاوت نيز به ما نشان داده شود .
"داريوش مهبودي" در ادامه اظهارداشت‌‏: ما در بر پايي اين همايش نبايد تنها به فكر شعر شهرستان باشيم، بلكه بايد هويت ملي را فراموش نكنيم .
"مهري جعفري" در ادامه گفت‌‏:ما در عصر ارتباطات بايد شرايطي فراهم كنيم كه روابط عمومي همايش بسيار فعال عمل كند و اطلاع رساني اين كار را به عهده بگيرد. البته ما در كنار جايزه ادبي والس به اين همايش نيز خواهيم پرداخت .
+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در دوشنبه پنجم دی 1384 و ساعت 22:31 |

شب یلدای امسال هم گذشت . امیدوارم همه سیاهی ها و سایه های افتاده در دل و کارتان هم ، همچنان بگذرد .آرام و با شادی و ایستادگی . و بگذرد هر تنگنایی که برما و مردم ما ، سایه دارد .

امشب باز هم به تهران می روم تا هم در چند جلسه ادبی شرکت کنم و هم دوستان شاعر بسیاری را با هم ببینم . 

جمعه : دیدار دوستان سایت ادبی والس و دیدارار با شاعران شهرستان در انجمن غزل و دیدار و صحبت با تنی چند از اعضا کانون نویسندگان ایران

شنبه : گردهمایی شاعران شهرستان در دفتر مجله نافه

یکشنبه : شرکت در مراسم بزرگداشت منوچهر آتشی

 

 

 

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در پنجشنبه یکم دی 1384 و ساعت 7:0 |