تبليغاتX
از کنج چندم دایره

1 + من

مي‌شويم = ما

يعني تو و من

يا من و او

مي‌تواني تو بروي از يك چراغ قرمز حلق‌آويز شوي

يا خلق شوي در سطري شعر

صفحه‌اي داستان

 من – 1

ما - تو

يا خواب بمانم من

درست آنگاه كه بايد

بيدار مي‌شدم براي يك سلام داغ

كنار فضاي هردم كبود

1 _ من

او

دلش مي‌خواهد هميشه

بنشيند كنج برگ

زرد و نارنجي پاييز را بشمارد

1

1

1

+

-

رضا داده‌ام

ايي

است

به رياضت رياضيات

اين روان كف‌آلود است

آلوده

تو دامنت

او دستش

من آوازم همه كه از تاريخ

0

حاصل‌جمع اين همه حرف

روزنه‌اي

براي آغاز ديدني دوباره

دوبار

كه باور كنيم 1

قائم بر زمين است

و 1

موازي ي رنج

هر چند 2

آواز گنگ شادي مي‌ماند

در قلكي

يك سكه را

به صدا در مي‌آورد .

 

 

 

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 6:27 |

ظهر فردا 12 ديماه به طرف تهران حركت خواهم كرد و شب از آنجا به بوشهر براي ديدن آن ديار و شاعران خوبش ناما جعفري ، پژك صفري و ديگران . شب پنجشنبه باز به طرف تهران حركت خواهم كرد تا روز جمعه به خاطر سالگرد مرگ فروغ عزيز در قبرستان ظهيرالدوله حضور ديگري داشته باشيم و بالاخره ظهر شنبه به طرف اردبيل حركت خواهم كرد .

اگر اتفاق خاصي نيفتد ، در اين مدت ديدار دوستان شاعر و نويسنده براي من مغتنم و شادي‌آور خواهد بود .

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 18:52 |