تبليغاتX
از کنج چندم دایره

اینجا

تنیده است پیچکی

به جدار کلمه رنگینی که

تو را تشکیل می دهد

                 در قابی از طلا

چشم هایت سبز

لبانت متبسم

صف دندانت پرواز درناهای سفید

          از روی رمق صورتی آفتاب غروب

و سینه هایت

زیر پیراهن گلی چیت

یاد گردش دست هایی که نیست

آنسوتر از چهل و چند سالگی

آنجا که هزار و سیصد و التهاب و امید هنوز

رودها را

خروشان گذر می دهم

از رگهای تپنده بازوان

و روز و شب را هیچ کلمه ایی جدا نمی کند

صدای قدم هایت را

عبور می دهم از صافی ی خیرگی هام

و هنوز

روبروی واژگانی که روی برکه ها

با شیطنت می خندند  

صف درختان زیباست

و زیباست لحن جمله هایت

که از روی تابش مهتاب

تا به دور دست

تا به دور دست

تا به دور

 

نوک انگشتانم را می گیرم به آغاز پیچک

به آغاز پیچکی که

از عمیق ترین شروع نمی شود هرگز تا به ارتفاعی که ساکن است نقطه مات

و می کشم بالا بالا

از میان برگ های فسرده

تا به روی پیراهن گلی چیت

و می نگرم به رد دستهایی ام که نیست

 

نه

هنوز خالی نشده ام از ببرهای های خون خود

و قصد ندارم

از گرده زمین پایین جهم

از این سطور بازمی گردم

و می رسم به تنیدگی پیچکی سبز

و می پیچم با کلمه ایی که

تو را تشکیل می دهد

در تماشای پرواز درناهای سفید

روی سرخ شهوت انگیز آفتاب قبل از غروب

باز هم ببرهایی که مرا تشکیل می دهند

در آینه این دیوار

ماه را دوره کرده اند

و کولیان

همچنان دف می زنند دور آتشی

که می سوزد در ساحل دریاهایی که نیست

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 9:17 |
اطلاعیه کانون نویسندگان ایران بمناسبت نهمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوینده دو نویسنده عضو این کانون


آزادی آی!
قوس نشاط آدمی اکنون
در اين سرزمين
چندان فرو نشسته و خاموش است
کز شش هزار خاطره
انگار خاکستر می پاشند
بر چشم آب


ياران، هم‌گامان، زنان و مردانِ آزاده!

در خزانِ نُه سال پيش، در پیِ قتل فجيعِ پروانه و داريوش فروهر، دو تن از ياران دلير و آزاده‌ ی ما، محمد مختاری و محمد جعفر پوينده، به جرمِ نوشتن، سرودن و کوشيدن در راه آزادیِ بيان و قلم و انديشه به دست شب‌ پرستانِ سياه‌ انديشی به قتل رسيدند که مردم را خاموش، روشن ‌فکران را زبان ‌بسته و قلم‌ها را شکسته می ‌خواهند.

 از آن پس، حاکميت آن ‌چه در توان داشت به کار بست تا به لطائف ‌الحيل بر ژرفای اين جنايتِ ضدِ بشری و ده‌ ها جنايتِ مشابه سرپوش بگذارد و آمران و عاملانِ اين تبه ‌کاری ‌‌ها را از تيررسِ خشم مردم دور نگه دارد. ولی هنگامی که رازِ نهان آشکار شد و ديگر چاره ‌يی جز پذيرشِ جنايت نديدند، کوشيدند با عَلَم کردنِ دادگاهی در بسته، در تاريکی و خاموشی، بدونِ حضورِ خانواده‌ ها و وکيلانِ جان ‌باختگان،سر و ته پرونده را هم بياورند و ناصر زرافشان، وکيلِ قربانيان و عضوِ کانون نويسندگان ايران را روانه ‌ی زندان کنند.

کانون نويسندگان ايران در نهمين سالگرد جان باختنِ محمد مختاری و محمد جعفر پوينده اعلام می ‌کند که با آرمان‌ های آزادی‌ خواهانه ‌ی يارانِ از دست ‌رفته ‌ی خود بر سرِ همان پيمان‌ است که بود، بر خواستِ آزادی بيان و قلم و انديشه بی‌ هيچ حصر و استثنا برای همگان، هم چنان استوار است و تا روشن شدنِ کامل محتوای پرونده‌ ها و محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ اين جنايت ‌های هولناک دمی از پا نمی‌ نشيند.
ديدگان نخفته در گورِ ياران عزيز ما چشم به راه روزِ دادرسی است.

کانون نويسندگان ایران
آذر ۱۳۸۶


*منبع : ادوار نیوز به نقل از ایران امروز

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت 9:11 |
رضا ولی زاده مدیر سایت بازنگار دستگیر شد !

گویا این روزنامه نگار در مطلبی قیمت سگ های محافظان رئیس جمهور را فاش کرده است . طنز قضیه در کجاست ؟ حضور سگ یا قیمت آن ؟ به نظرم اگر ایشان صحبت از قیمت کلان سگ ها نمی کردند حضور گله ایی از سگ ها حتی او را روانه بازداشتگاه نمی کرد . احساس سگانه به رقم های پولی حساسیت دارد . مقام این سگ ها از سگ اصحاب کهف که بالاتر نیست . اما سگ کهف اتیکت قیمت نخورد و جاودانه شد و اسطوره برای نوشتن .

ولی زاده از حقیقت واژه قیمت  و تاویل های نهان آن بی خبر بوده . بنابراین بازداشت شدن تاوانی است برای ادراک بعدی او از حقیقت آن کلمه و مسلط بودن آن در جهان نوین .  

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 20:9 |