عکس گوزنی را می کشی
آهو
پرنده
گلی
همیشه
رنگ سیاه دارد
خدایی
با دست های بسیار
رود
بیشتر از تا آخر سنگ
جاری نیست
تکیه بده به دیوار غار
از ترس بلرز
خسته شدی ؟
چیزی مثل دوست داشتن
در کجای ابتدایی ات می تپد ؟
ادامه ات هستم پدر
در غاری که
آفتابش می درخشد
و همه چیز رنگ دارد
اما
چیزی مثل ترس
در همه جای ابتدایی ام جاریست
تازگی داشتم
به تو
به کهنگی رسیدم
در تو
اما
نه تازه
نه کهنه
بودم
در خود