تبليغاتX
از کنج چندم دایره - سطر آخر

به بالای لای هر کتابی بگذاریدم

سطری ام

خوانده می شوم از آخر

راه ها

دوایر چرخان

اریب دست هایت

حتما

چیزی را

خراش داده که

این چنین

آسمان موج برداشته

و چند ستاره

از جای خود تکان خورده است

با این همه

سطر آخر

پیغامی

برای بازگشت به کجای کجاست ؟

آن نقطه ایی که ایستاده بودیم

با اولین موج دریا پاک شده

و آن نشانی روی سنگ

پرنده بود

و نمی ماند تا اکنون

 

سطر آخر

آغاز غوطه در تردیدی است

در منی که

پیچیده ام مانند گردابی

در لای بالای لا به لای خود

 

از آخرم بخوان

از ابتدایت می گویم

و دایره شکل ثابتی می شود

تکان می دهد ضمیرها را

مثل من و تو

که دست های اریب مان

چیزی را می خراشد حتما

 

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 1:48 |