بعضی از مادر عروس ها وقتی قاطی می کنند بدطوری قاطی می کنند . در چنین مواقعی دیگر مسئولیتی برای چاک دهانشان از سوی ایشان نیست و هر چه به ذهن آشفته شده شان بیاید ، روانه دهان ، و از آنجا روانه اتمسفری می کنند که او و همه را احاطه کرده است .
از مرحوم بیضه الدوله تخمانی ، در کتاب « الینی آلتتدان گتیر » ، در باب مبحث « داششاق » آمده است ، که در تفاسیر پست مدرن از نوع ایرانی ، که ریشه در تاریخ معجزات دمدمی فرهنگ باستانی اش هم دارد ، هیچ بعید نیست ، نه در زبانیت اندیشه ، که در عینیت فیزیک مواد ، مردان نقش مادری عروس را عهده دار شوند .
تخمانی در کتاب مذکور نمونه های فراوانی را برای اثبات نظر خود می آورد و در ادامه توضییح می دهد :
« اما در این شداشد و گشتاگشت غریب ، که عقل از تبیین آن عاجز است ، برخلاف زنان که نمی توانند گفتارشان را در چنین دقایقی اداره کنند ، مردان ، هر سخن خود را متاثر از منافعی می دانند در ماضی ، یا مترتب بر منافعی می دانند از آتیه . »
اگر به منطق تخمانی معتقد باشیم نباید سخنان آقای سپانلو را سرسری بررسی کنیم . اینجا دقیقه ایی است که تامل وافری را می طلبد .
اینکه چطوراتفاق می افتد کسی که عضو کانون نویسندگان ایران است ، و می داند مبارزه با سانسور و هرگونه محدودیت با اندیشه ، یکی از اصول اساسی آن است ، ناگهان وجود آن را در ایران کتمان می کند ، یا حضور آن را به حداقل می رساند ، یا موجودیت باقیمانده را با تحریف تاریخ ، باعث رشد و شکوفایی اذبیات فارسی می داند ، اتفاقی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت . صرفنظر از اینکه سانسور گیوتین گردن اندیشه و خلاقیت است ، چنین رفتار یک شاعر عضو کانون محل مداقه زیادی است .
اما رهنمود بیضه الدوله مخصوصا در این مورد راهگشاست : تاثیر و ترتیب منافع . به قول دوست ظریفی ، مسئله چهره ماندگار شدن هم هست و عواید از این راه ، در غیاب حرمت اندیشه و شعر ...
و اما اظهارات مادر عروس :
|
محمدعلي سپانلو -شاعر- در گفتوگو با خبرگزاري فارس، اظهار داشت: مسلما از آنجايي كه حوادث اجتماعي بر ادبيات تأثير بسياري ميگذارند، انقلاب اسلامي بهمن 57 نيز بر ادبيات معاصر فارسي تأثيراتي داشته است. |

